پیش از هرچیزی، آمادگی کلید موفقیت است.
الکساندر گراهام بل
ثبت نام مترجم

همه‌چیز در زندگی یک انتخاب است

عاقلانه انتخاب کنید

تی هارو اکر

شرایط هرگز شما را شاد یا ناراحت نمی‌کند. شرایط خنثی است. همیشه خنثی هستند تا زمانی که شما وارد آن شوید.

نیازی نیست روی شادی تمرکز کنید. شما شاد هستید. قبلا به شما داده شده است.

آیا روی داشتن پوست تمرکز می‌کنید؟ روی داشتن دست تمرکز می‌کنید؟ چشم؟ برای افرادی مثل ما که آنها را داریم، نه تمرکز نمی کنیم.

شادی هم  تفاوتی ندارد. از زمان تولد به ما داده شده. این چیزی است که کائئات برای ما می‌خواهد. به زیبایی طبیعت در اشکال، فرم‌ها و بافت‌های مختلف یا فراوانی پرهیبت جهان نگاه کنید که هرگز قابل درک نیست. چطور ممکن است که زیبایی و شادی دست‌کم بخشی از حق ذاتی ما نباشد (همراه با این حق، چالش‌های انسان بودن هم می‌آید)؟

طبیعی است. خدادادی است. قبلا در درون ما قرارداده شده. چه موهبت شگفت‌انگیزی. پس چه نیازی به تمرکز روی آن هست؟

دقیقا به همین صورت خود را ناراحت می‌کنیم.

این‌ها مواردی بسیار ساده هستند اما بیشتر مردم این موارد ساده را درک نمی‌کنند چون هرگز آنها را نیاموخته‌اند. برای بسیاری از مردم این سخت‌ترین کار است. بزرگترین مانعی که باید بر آن پیروز شوید همانی است که در آینه به شما نگاه می‌کند: خود شما، برآن پیروز شوید، مانع دیگری سرراه شما نیست.

با دانشجویانم صحبت کرده‌ام. آنها این درس را در زندگی واقعی به یادآورده‌اند، متوجه شدیم و آماده عمل هستیم، خوب؟ بله، نه، اینطوری جواب نمی‌دهد.

همین مساله را می‌توانستم هرماه به روش‌های مختلف بگویم و آنها هم عمل کنند، «اوه، بله. درست. البته» اجرای این چیزها در هر لحظه حتی برای من نیز کار ساده‌ای نیست، اما من برای یادآوری اینجا هستم.

به خودتان نگاه کنید. معمولا به شرایط یا افراد خاصی اجازه می‌دهیم ما را تحریک کنند. سپس به چاه بحث درونی در مورد نحوه گفتار آن فرد می‌افتیم... چطور می‌توان در آن لحظه تحریک نشد؟

پس باید چکار کنیم؟

تمرین. تمرین برای اینکه اجازه ندهیم چیزی ما را تحریک کند. «اما هارو، می‌دونی این یارو به من چی گفت؟ این درست نیست. آنها به من دروغ گفتن.»

درست، اما می‌خواهی شاد باشی یا ناراحت؟ «می‌خوام شاد باشم.» پس رهاش کن.

«من باید با این یارو تجارت کنم.» نه این یک انتخابه که اینکارو بکنی یا نکنی. «اونا رییسای من هستن، من مجبورم هارو.»

واقعا؟ تفنگی که روی سرت گذاشتن رو نشونم بده. کجاست؟ «تفنگی در کار نیست، من پول لازم دارم.» خوب پس داری انتخاب می‌کنی.

همیشه به یادداشته باشید. شما قدرت دارید نه آنها.

این زندگی ما است، پس بیایید جلوی تمام موارد بی‌معنی را بگیریم. من قربانی نیستم، شما قربانی نیستید. اینجا هیچ قربانی وجود ندارد. شما انتخاب می‌کنید، در هر لحظه از زندگی. من انتخاب می‌کنم که اکنون پشت میزم بنشینم. هروقت که این مطلب را می‌خوانید شمایید که خواندن را انتخاب کرده‌اید. شمایید که با انتخاب‌هایتان زندگی خود را می‌سازید.

چه انتخاب‌هایی انجام می دهید؟

شما در نقطه خاصی از زندگی خود هستید نقطه خاص از نظر پولی، از نظر تجارت، از نظر شغل، ازنظر روابط با افراد دیگر. وزن خاصی دارید. وضعیت سلامتی خاصی دارید.

در هر صورت شما آن را ساخته‌اید و اگر تا یکماه دیگر هم به همین منوال باشد، شما به ساختن آن ادامه می‌دهید. شما زندگی فعلی خود را ساخته‌اید و شما زندگی آتی خود را خواهید ساخت.

اگر ترجیح می‌دهید زندگی متفاوت از زندگی کنونی خود داشته باشید، زندگی متفاوتی بسازید. می‌دانید یعنی چه؟ یعنی انجام انتخاب‌های جدید.

اکنون انتخاب کنید که زندگی متفاوت، زندگی بهتر داشته باشید. به محض اینکه فهمیدید تمام مدت روی مورد اشتباهی متمرکز بوده‌اید- این باور که شادی جای دیگری است، دور از هر ناراحتی که در حال حاضر تجربه می‌کنیم- و تمام کاری که واقعا باید انجام دهید تغییر برخی عادت‌های تخریب کننده است، شادی ناگهان شما را پیدا می‌کند! در حقیقت، از جایی بیرون می‌آید که تمام مدت آنجا بوده... از درون شما.

به ما بگویید چه فکری دارید. برخی از انتخاب‌های متفاوتی که اکنون در زندگی خود انجام می‌دهید چه هستند؟ چه چیزهایی را نباید تحمل کنید که تابحال تحمل می‌کردید؟ چگونه بر نگرانی‌ها و ترس‌های‌تان پیروز شدید؟


ترجمه: منصور بیگدلی

 

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.